تبليغاتX
نامه هایم به خدا

نامه هایم به خدا

به نــام خدایی که از شـــــدت حضـــــور ناپیداست

خدای مهربونم تـــــــــوبه تـــــــوبه

سلام خدای عزیزم

تا حالا فکر می کردم از نظر روحی و ایمانی تا حدی قوی ام و میتونم در برابر سخت ترین امتحاناتت صبور باشم اما حالا میبینم خیلی بنده ضعیفی هستم اگر ذره ای شرایط مطابق میل من نباشه ناشکری می کنم

خدای مهربونم تـــــــــوبه تـــــــوبه

توبه میکنم از اینکه با تو عهد بستم که ایمان داشته باشم تنها یاور و پناهم تویی اما در سختی ها به جای تو به بنده ات رو آوردم.

توبه میکنم از اینکه در نماز به همه چیز فکر میکنم جز تو

توبه میکنم از اینکه پایبند به توبه ام نیستم

تــــــــــــــــــــــــــوبه تــــــــــــــــــــــــوبه

[ پنجشنبه 1391/02/28 ] [ 9:58 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


صبر کن ای سهراب قایقت جا دارد؟

صبر کن ای سهراب
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من

 

[ شنبه 1391/02/23 ] [ 10:27 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


چی می شد اگه خدا...

چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که ما دیروز وقت نکردیم از او تشکر کنیم.

 

چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما رو صدا نمی زد چون امروز اطاعتش نکردیم.

 

چی می شد اگه خدا عشق ومحبتش رو از ما دریغ می کرد چرا که از محبت کردن به دیگران دریغ کردیم.

 

چی می شد اگه خدا فردا کتاب مقدسش رو از ما میگرفت چرا که امروز فرصت نکرده ایم اونرو بخونیم.

 

چی می شد اگه خدا در خونا اش رو می بست چون ما قلب های خود را بسته ایم.

 

چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم.

 

[ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 0:12 قبل از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


سلام برحضرت زینب(س)

سلام برحضرت زینب(س).

 شهادت بانوی دو عالم را تسلیت عرض می کنم . انشالله که روز محشر مورد شفاعتش قرار بگیرم.

دوست داشتم چند جمله ای با زبان قاصرم حضرت زینب توصیف کنم امـــــــــــــــا:

طبع می خواهد كه وصف زینب كبرى كند
لیك، قطره كى تواند صحبت از دریا كند؟

توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است
مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟

نطق گویا عاجز است از شرح و ذكر وصف او
كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سیما كند؟
[ چهارشنبه 1391/02/06 ] [ 3:17 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


نامه به امام عصر(عج)

سلام امام عزیزم، امامی که همیشه از یادش و حضورش غافلیم. راستی شهادت مادرت فاطمه اطهر(س) رو تسلیت عرض می کنم.

ای مهربان ترین!

پس کی میآی؟ میدونم که منتظر حقیقی نیستم اما به بودن نیاز دارم.

آقا جون وجودت برای  دلتنگی های غروب جمعه، برای شفای بیمارهای روحی و جسمی، برای گرفتاری هامون ضروریه.  میبینی چقدر خودخواهیم...

دلم برای بقیع تنگه، با اینکه تا حالا ندیدم اما از غربتش زیاد شنیدم از اینکه شب ها همه جای مدینه نورانیه جز قبرستان بقیع.

امشب دلم از همه چیز این دنیا گرفته، کاش الان جمکران بودم به دیوار مسجد تکیه می دادم و با صدای آرام زیر چادرم گریه می کردم حیف که گوشه اتاقی ام که هیچ رنگ و بویی از شما نمیده . صد حیف...

[ جمعه 1391/02/01 ] [ 5:7 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


راضی ام به رضایت

من دل درد دیده ای دارم ،از اهالی شهر بیزارم

می دهد چشم های بی احساس چون زبان های چرب آزارم

دل من چینی شکستنی است،چشم هایم بلوری از غربت

آخر خط زاریم اما،همچنان جنس خوب بازارم

روی بالش نمی برد خوابم ،تا سپیده به فکر خورشیدم

در خودم ذوب می شوم امشب،حالتی ناسرودنی دارم

همه رفتند پاک تنهایم ،جز غم و درد هم نشینم نیست

اشک تنهاترین رفیق من است،رین سبب تا به صبح بیدارم

از ریا وفریب می ترسم،از دو رویی خلق حیرانم

می شوم راحت آن زمانی که ،سر خود روی خاک بگذارم

شعر من شعر ناامیدی هاست ،رین سبب زنده است وبیدار است

گر بخواهم بگویم از امّید،باید آتش بگیرد افکارم

شعر احمد بانی ابیانه

خدای خوبم راضی ام به رضایت

[ دوشنبه 1391/01/28 ] [ 9:28 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


خدا را دوست دارم ...


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم ...

 

[ پنجشنبه 1391/01/24 ] [ 11:9 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


شرمنده

خدای خوبم

شـــــــــــرمــــــــنده ام


از تو خجالت می کشم چرا که همه اش :

تنها که می شوم٬ ازتو همدم می خواهم.

 مریض که می شوم٬ ازتو شفا می خواهم.

گم که می شوم٬ ازتو راه می خواهم.

 فقیر که می شوم٬ ازتو پول می خواهم.

 آواره که می شوم٬ ازتو سکون می خواهم.

 گناه که می کنم٬ ازتو بخشش می خواهم.

 گمراه که می شوم٬ ازتو هدایت می خواهم.

 گرسنه که می شوم٬ ازتو غذا می خواهم.

 ناامید که می شوم٬ ازتو کمک می خواهم.

 اسیر که می شوم٬ ازتو نجات می خواهم.

نمی دانم همه این ها را به چه قیمتی ازتومی خواهم !

                                                               نمی دانم !

 

[ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ 6:37 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


...

خدای عزیزم سلام... ببخشید برای حرفهای این پستم . پاک میکنم و دیگه این حرفهامو تکرار نمی کنم.
[ دوشنبه 1391/01/14 ] [ 10:39 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


دعای یک غروب دلگیر

خدایاا   هر کس به یادم هست به یادش باش

 اگر کنارم نیست کنارش باش

 اگر تنهاست پناهش باش

 و اگر غم دارد غمخوارش باش

 

خدایا

آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

 آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم

 

خدایا

عزیزانی دارم

 رسمشان معرفت

 و یادشان صفای دل

 پس آنگاه که دست نیاز بسوی تو می آورند پر کن از آنچه در رحمت خداییت داری!


(برام دعا کنید)

[ شنبه 1391/01/12 ] [ 4:13 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


خوش به حال سال ۹۰

خوش به حال سال ۹۰ که ماه دوازدهم اش را هم دید، ما چه کنیم که هنوز ، لیاقت دیدن ماه دوازدهممون را پیدا نکردیم و دل خود را به عید و عید دیدنی خوش کردیم...

[ چهارشنبه 1391/01/09 ] [ 2:6 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


نعمت گریه

سلام رفقا

نمی دونم چرا نمی تونم گریه کنم؟ یه مشکل بزرگ سد راهم شده که برای همیشه میخواد سر راهم بمونه هم ناراحتم هم بی خیال. باور کنید اصلا حال خودمو نمی دونم. اگر شما توی شرایط من بودید گریه می کردید,شاید هم بدون اضطراب به خدا توکل می کردید. همش می گم راضی ام به رضای خدا اما نمیدونم لقلقه زبونه یا شوک شدم ومیخوام خودمو گول بزنم. خودم هم نمی فهمم چی میگم.

اینجور وقتها متوجه میشم که گریه چه نعمتی است که هیچ وقت شکرش را به جا نمی آوردم و فقط لحظه ای به یاد این نعمت افتادم که مثل الان نمی تونم گریه کنم.

برام دعا کنید بسیار بسیار محتاج دعاتون هستم

[ پنجشنبه 1390/12/18 ] [ 10:48 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


نامه ای به دوست مهربونم خــــــــــــــدا

سلام خدای خوبم بهترین دوست

شاید کلمه دوستت دارم برات تکراری و کلیشه ای شده و بگی: [بنده من لفظ دوست داشتن به درد من نمی خوره برو عملت را درست کن] ولی شرمنده ام. با کوله باری سنگین از گناه به درگاهت آمده ام امید به رحمتت دارم. نگاه پر ملامت تو را حس میکنم که با غضب به من نگاه میکنی اما می دونی که کسی جز تو ندارم.

خدای عزیزم: می دونم که در برابر محبت هات نا شکری میکنم، خوب کمی هم به من حق بده من بنده بی صبر تو حکمت این مسئله را نمیدونه شاید امتحانه ،شاید هم پس گردنی باشه برای گناهانم. البته اگر این کفاره گناهانم باشه راضی ام به رضایت اما اگر بخواهی امتحانم کنی؛ می دونی که نمی تونم تحمل کنم (گاهی اینقدر بهم فشار میارند که فکر خود کشی هم به سرم میزنه اما باز از خودت میترسم و از نعمتهات خجالت میکشم). خدای عزیزم: کمکم کن راضی به رضات باشم.

خدای عزیز اگر به خاطر بار سنگین گناهام باهام قهر کنی بهت حق میدم اما میدونم همیشه هوامو داشتی و کسی که رحمن و رحیمه با بنده پشیمونش قهر نمیکنه. پس؛



 دوســـــــت دارم عزیزم

 

 

[ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ 9:3 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


غروب روز سه شنبه

غروب روز سه شنبه...

لطفي كن و نپرس چرا عاشقت شديم

حتما دليل داشت كه ما عاشقت شديم

درحيرتم كه عشق از آثار ديدن است

ما كورها نديده چرا عاشقت شديم؟

اثبات مي كنيم؛بفرما!قسم كه هست

باور نميكني؟به خدا!عاشقت شديم؟!

كي عاشقت شديم فراموشمان شده

بابا!مهم كه نيست كجا عاشقت شديم

گفتند پشت ابري و ما خوش خيال ها

چون كودكان سر به هوا عاشقت شديم

ديديم سخت بود كمي لايقت شويم

رفتيم وبا دو بند دعا عاشقت شديم

قبلا براي عشق مجوز گرفته ايم

با اذن نايبان شما عاشقت شديم

يك ذره عقل هم كه خدا لطف كرده بود

كرديم نذر عشق تو تا عاشقت شديم

بي اعتنا به ميل تو و آبروي تو

گفتيم مثل شاه و گدا عاشقت شديم

اين ميوه ها رسيده ويارا ن گرسنه اند

اينجا كه كوفه نيست،بيا!عاشقت شديم

(شاعر:قاسم صرافان)

 

[ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ 1:52 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


حق الناس

حق الناس

حق الناس

حق الناس

به نظر شما معنی این کلمه چیست ؟؟

[ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


بازجویی از حضرت آدم(ع)

نامت چه بود ؟؟؟


آدم


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/12/06 ] [ 8:23 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


غروب دوباره جمعه

مهدی جان دیریست که تو را فراموش کرده ایم :

نشان به این نشان هیچ وقت غروب جمعه دلگیر نمی شویم

هیچ وقت ظهور تو را باور نکرده ایم

هیچ وقت آنقدر که منتظر فرارسیدن وقت نهار و شام و خواب هستیم منتظر رسیدن جمعه ظهور تو نیستیم

در هنگلام برنامه ریزی  کارهای روزانه هیچ گاه وقتی را برای تو اختصاص نمی دهیم

مهدی جان مارا ببخش و برایمان از خدایت طلب استغفار کن که  بارگناه مان سنگین است

مهدی جان  دعایمان کن تا تو را  باور کنیم

مهدی جان دیگر باید بروم به کارهای روز مره ام برسم

اگر باز هم از بیکاری حوصله ام سر رفت و وقت اضافه آوردم باز هم برایت خواهم نوشت ( برای  سرگرم کردن خودم )اگر هم وقت کم آوردم  دعایم کن خدا مرا ببخشد و بر خطایم قلم عفو کشد

 

[ جمعه 1390/12/05 ] [ 0:5 قبل از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


زیارتم قبول

سلام

زیارتم قبول

با اینکه تازه از مشهد اومدم اما دوباره دلم تنگ شده. خیلی خوش گذشت. جای همگی خالی بود. با یه دانشجوی باحال همسفر شدن خیلی خوش می گذره.


راستی برای همتون نماز حاجت خوندم.(یه نماز ولی نیت همه دوستای محیط مجازی مخصوصا بعضی که اسمشون توی ذهنم بود).

امروز هم امام زمان نیومد. تا هفته بعد شاید هفته های بعد یا ماه و سال های بعد.... چقدر این غروب دلگیره.

تا حالا به این فکر کردی که اگر حضرت مهدی (عج) بیاد، برای اولین بار چه جمله ای بهش میگی؟؟؟

جوابهاتون برام جالبه.

منتظر جوابتون هستم

[ جمعه 1390/11/28 ] [ 4:45 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


هشدار جدی به دختران مجرد

[ پنجشنبه 1390/11/20 ] [ 11:33 قبل از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


بهترین روز بهمن امسال

[ شنبه 1390/11/15 ] [ 7:35 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


طلبه تنبل

این گل تقدیم به همه اونهایی که امتحاناشون تموم شده. منم فردا تموم میشه دعا کنید معدلم کم نشه که آبروم جلوی یه ملت میره

[ جمعه 1390/11/14 ] [ 3:32 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


دوستای با مرام

سلام دم همه دوستای بی معرفت گـــــــــرم

یه حالی ، احوالی؟؟؟

اگه من دعوتتون نکنم یه سری بهم نمی زنید. باشه اشکال نداره وقتی رفتم معتاد شدم می فهمید بابا این گوشه دنیا یه طلبه دلتنگ هست که به دوستای محیط مجازی دل بسته. راستی 15 بهمن بعد از یک ماه امتحان های پشت سر هم تموم میشه و بعدش اگه خدا بخواد یه نفس عمیق می کشیم و دو سه ساعت با آسودگی می خوابیم دیگه خواب استاد و مدیر و... نمی بینیم.


اللهم احفظک و کل طلبه الذین یحتاجون الی الدعا فی هذه الایام

یا ایها الطلاب

کن فی الامتحانات کبچه مثبت و اجلس و اقرا کتابک و دع وبلاگ

[ جمعه 1390/11/07 ] [ 10:59 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


دوستِ دوست داشتنی

سلام امام رئوف

امام زمانم کاش چشمانم پوشش نداشت و می دیدمت. با اینکه هر دوشنبه و پنج شنبه با نامه سیاه عملم دلتو به درد میارم اما باز وقتی سلام می کنم با صدای بلند میگی:

«سلام شاگرد تنبل مدرسه من. تو گناه نکن من هواتو دارم. غصه نخور. همه رو مهربون می کنم تا اشتباهاتتو نادیده بگیرند

عزیزم منم دوست دارم . خجالت می کشم بهت بگم که توبه توبه... آخه این هزارمین باره که میگم توبه و 999 بار توبه شکستم.

راســـــــــتـــــــــــــی امروز یه نفر به من گفت: تو سیدی برای من دعا کن. قربونت برم منو پیشش شرمنده نکن. خودت می دونی چی میخواد. پیش خدا واسطه بشو تا حاجتشو بده. به خدا بگو که اون هوای بنده هاتو داره تو هم زیاد هواشو داشته باش. یه جور دیگه باهاش کنار بیا. موفقش کن و....

پیغام منو هم بگو:«خدا؛ این برنامه حج درست کن. از این همه نعمتت هم ممنون. با تمام وجود دوست دارم. عاشقانه دووووووست دارم.»

 

[ چهارشنبه 1390/10/28 ] [ 4:22 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


یاداوری خاطره تلخ

ببخشید پست قبلی یاداوری یه خاطره تلخ بود بهمین خاطر حذفش کردم
[ دوشنبه 1390/10/26 ] [ 4:1 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


سوغات شام

«چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام»
«خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام»

گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد
قامت خم گشته یی بهر جواب آورده ام

اشک، سرخ، چهره زرد و تن سیاه و موسفید
اینهمه سوغات از شام خراب آورده ام

اشک می بارم ز داغ چارساله دخترت
گر چه پرپر شد گلت با خود گلاب آورده ام

همرهم زین العباد این حجت دادار را
جان و تن مجروح از بزم شراب آورده ام

[ جمعه 1390/10/23 ] [ 9:47 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


انا لله و انا الیه راجعون

 

سلام به همه دوستای گلم

تقریبا یک ماه پیش بین سایتهای مذهبی چشمم به عکس یه روحانی خیلی نورانی افتاد. بعد خوندن زندگینامه اش متوجه شدم پسر ایت الله شاه آبادی بزرگ، استاد اخلاق امام بوده.بین نوشته هاشون می دیدم که به خوندن آیات آخر سوره حشر بسیار توصیه می کردند.

ولی دیروز شنیدم یه آیت الله شاه آبادی فوت کرده وقتی رفتم توی سایتش دیدم همون روحانی بود. خیلی ناراحت شدم. با تمام وجود دلم شکست. اون شب مطمئن نبودم کی قراره دفنش کنن. ولی باز براش نماز لیله الدفن خوندم (اتفاقا همون شب هم دفن شده بود).

خلاصه ،خیــلی حیفم اومد که دوباره یه عالم بزرگ رو از دست دادیم.

انشالله خداوند به خانواده ایشون صبر بده.

 


[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


حرفهای خواهر مهربان

سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو

حسینم واحسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان، چه در ویرانة شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم

برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم


[ دوشنبه 1390/10/19 ] [ 4:58 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


گدای شرمنده

خدای عزیزم سلام

کمکم کن امروز مامانم با حرفاش یه ذره منو ترسوند ، دلم لرزید، وقتی داشت نصیحتم می کرد توی دلم به خودم مطمئن بودم اما الان که فکر می کنم می بینم هر چقدر هم مطمئن باشم از دست این شیطان لعنت شده که حتی به خدای خودش که صدها سال بندگیشو می کرد جسارت کرد و به خودش رحم نکرد بعد ما توقع داریم از مکر و حیله اش در امان باشیم...

خدای عزیزم اگر لطف و کمک خودت نباشه هیچی ندارم.

ای بی نیاز ترین به بنده حقیرت که اینقدر بی معرفت و پر گناهه یه نظری بکن و دستشو بگیر

 

[ یکشنبه 1390/10/18 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


منت کشی

خدای عزیزم از خجالت نتونستم سلام کنم. با افتخار اومدم منت کشی .

میخوای بگی «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟» شرمنده ام

شرمنده ام- دوباره قاط زدم تند رفتم ، می دونم، عزیز مهربونم یه وقت قهر نکنی که اونوقت دیگه هیچی ندارم تنهای تنها میشم.

خدای قشنگم خودت کمکم کن که اینقدر زود جوش نیارم خوب چیکار کنم دست خودم نیست. خدای عزیز به حق عبادت کسانیکه نیمه شب پای سجاده نماز میخونن و دعا می کنند منو ببخش. عزیزم خودت میدونی چی میگم دیگه ...

میلیارد میلیارد دوست دارم خدای دوست داشتنی

راستی امروز از یکی از بنده هات شنیدم که یه نفر پشت سرم حرف زده و یه کوچولو هم تهمت کنارش گذاشته. هر کی جای من بود باید عصبانی میشد ولی با خونسردی جوابشو دادم و خندیدم. اینطوری خوبه . خنده بر هر درد بی درمان دواست.  « تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی بره»

خدای عزیزم ببخشید اشتباه کردم.می دونم خیلی لوس ام. قول میدم از این به بعد یه ذره کوچولو مودب تر باشم و حرمت محبت هاتو نگه دارم.

میخوام برم بخوابم که خیلی خسته ام

شب بخیر خدای عزیزم

 

[ یکشنبه 1390/10/18 ] [ 0:19 قبل از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]


نیمه شب و ارزوی مــــــــــــــرگ

خـــــــــــــــدا

اومدم فریاد بزنم بگم : خسته ام از حرف و بحث و سرزنش و... باز هم بگم ؟؟؟

کمکم کن خیلی بهم فشار اومده. خیلی به خودم فشار میارم. کاش قدرت پرواز داشتم بعد با تمام وجود پر می کشیدم و تا آخرین نفس پرواز می کردم تا به جایی می رسیدم که دست هیچ کس به من نرسه .  اونوقت به جای اینکه پشت میز کامپیوتر از بنده هات شکایت کنم می رفتم سر قله یه کوه و فریاد می زدم:

 خـــــــــــــدا من خسته ام. کجا آرامشی خوشتر از مرگ میتوان یافت؟ خدایا میدونم صدامو میشنوی .

از دنیایی که آفریدی با آدمهاش بدم میاد. می خوام بیام پیش خودت. نه دلبستگی دارم که نگران باشم نه این دنیا رو دوست دارم. کاش توی همون تصادف لعنتی می مردم و راحت می شدم. تا کی می خوام این حرفهامو ادامه بدم. هر از گاهی که عرصه برام تنگ میشه و اشک هام صورتمو خیس میکنه بیام و بگم:

مرگ _ مرگ _ مرگ


[ پنجشنبه 1390/10/15 ] [ 10:46 بعد از ظهر ] [ تنهاترین ] [ ]